- آب: نمادِ «برترین نیکی» و اصلیترین شیوهٔ حیات دائویی است. آب با نرمی بر سختی چیره میشود، همواره به پایینترین نقاط (که دیگران از آن بیزارند) جاری میشود و به همه چیز سود میرساند بدون آنکه ستیزهای داشته باشد.
- کُندهی نتراشیده (Pu): نقطهٔ مقابل هویت، نمادِ «سادگی اولیه» و «پتانسیل نامحدود» است. حالتی که در آن هنوز فرمِ مصنوعی توسط جامعه و ذهن به موجود تحمیل نشده؛ بازگشت به این سادگی، کمالِ انسانی و منبعِ قدرتِ واقعی است.
- خلأ (ظرف تهی/چرخ ارابه): نمادِ «کارکردِ نیستی» است. همانطور که فضای خالیِ میانِ پرهها چرخ را میچرخاند و فضای خالیِ درونِ کوزه آن را قابل استفاده میکند، دائو نیز در «نیستی» و «سکون» است که حیات را ممکن میسازد.
- نوزاد: نمادِ «تمامیتِ انرژی» و «بیمنشی (Lack of Ego)» است. نوزاد با وجودِ نرمی، از نیروی حیات سرشار است و چون هیچ نیتِ تهاجمی ندارد، در هماهنگیِ کامل با طبیعت و از آسیبها مصون است.
- مادینهی رازآلود (روحِ دره): نمادِ «اصلِ پذیرندگی (یین)» و سرچشمهٔ ابدی هستی است. دره چون خود را پایین و پذیرا نگه میدارد، تمامِ حیات به سوی آن سرازیر میشود؛ این استعارهای از قدرتِ نرم و خلاقیتِ بیپایان است.
- پختنِ ماهیِ خُرد: نمادِ «وو-وی (عدم مداخله)» در حکمرانی است. همانطور که دستکاریِ زیاد ماهیِ کوچک را هنگامِ پختن له میکند، دخالتِ مداوم و قوانینِ سختگیرانه نیز شیرازهٔ جامعه را از هم میپاشد.
- اقیانوس (پادشاهِ درهها): نمادِ «قدرتِ تواضع» است. دریا به این دلیل عظیم و سلطانِ تمامِ رودهاست که خود را در پایینترین سطحِ ممکن قرار داده است؛ هر که بخواهد بر مردمان فراز آید، باید بیاموزد که پایین بایستد.
- نرمی و سختی: نمادِ «شاخصهٔ زندگی در برابرِ مرگ» است. هر چه زنده است (نوزاد، جوانه) نرم و منعطف است و هر چه مرده است (جسد، چوبِ خشک) سخت و صلب؛ بنابراین نرمی همنشینِ حیات و سختی همنشینِ زوال است.
- زهکشیِ کمان: نمادِ «عدالتِ طبیعی و تعادلِ کیهانی» است. راهِ آسمان همواره از فزونیها میکاهد و به کاستیها میبخشد تا توازن برقرار شود، برخلافِ راهِ انسان که از فقرا میستاند تا به توانگران بیفزاید.
- سه گنج (مهر، میانهروی، تواضع): نمادِ «سرمایههای بنیادینِ اخلاقی» برای بقا و استادی است. مهرورزی شجاعتِ حقیقی میآورد، میانهروی امکانِ بخشندگی، و تواضع توانِ رهبریِ پایدار را.
- سگهای پوشالی: نمادِ «بیطرفیِ دائو (Zi Ran)» است. طبیعت و فرزانه نسبت به موجودات تعصب و چسبندگی ندارند و اجازه میدهند هر چیز در زمانِ خود بیاید، نقشِ خود را بازی کند و سپس به ریشه بازگردد.