متن
با «راستی» بر کشور فرمان ران،
با «حیله» جنگ را اداره کن،
اما جهان را با «بیکاری» به دست آور.
من از کجا میدانم که چنین است؟
به واسطهی همین:
هر چه ممنوعیتها و پرهیزها در جهان بیشتر باشد،
مردمان فقیرتر میشوند.
هر چه ابزارهای تیز نزد مردم بیشتر باشد،
کشور آشفتهتر میگردد.
هر چه مردم زیرکتر و حیلهگرتر باشند،
چیزهای عجیبتری پدید میآید.
و هر چه قوانین و فرمانها آشکارتر باشند،
دزدان و راهزنان فزونی مییابند.
از این رو فرزانه میگوید:
من کاری نمیکنم، و مردم خودبهخود دگرگون میشوند.
من سکوت و آرامش را دوست میدارم، و مردم خودبهخود سامان مییابند.
من مداخله نمیکنم، و مردم خودبهخود توانگر میشوند.
من بیخواهشام، و مردم خودبهخود به سادگیِ نخستین بازمیگردند.
توضیح
این فصل یکی از شفافترین مانیفستهای سیاسی تائوییست است که رویکردِ «وو-وی» (عملِ بدونِ مداخله) را در سطحِ کلانِ حکمرانی بررسی میکند. لائوتزه میانِ سه ساحت تفاوت قائل میشود: ادارهی امورِ جاری که نیازمندِ انصاف و روالِ عادی (راستی) است؛ جنگ که نیازمندِ غافلگیری و استراتژیهای غیرمعمول (حیله) است؛ و در نهایت، ادارهی کلِ جهان که نیازمندِ «عدمِ مداخله» (Wu Shi) است. او استدلال میکند که نمیتوان جهان را با همان ذهنیتی اداره کرد که یک پادگان نظامی یا یک ادارهی بوروکراتیک را اداره میکنند.
متن سپس رابطهی علی و معلولیِ عجیبی را میانِ کنترلِ دولت و فسادِ جامعه ترسیم میکند. در نگاهِ رایج، قانون برای جلوگیری از جرم است، اما لائوتزه میگوید تورمِ قوانین، خود تولیدکنندهی جرم است. وقتی محدودیتها (تابوها و مالیاتها) زیاد شوند، مردم امکانِ حرکتِ طبیعی را از دست میدهند و فقیر میشوند. وقتی تکنولوژی و ابزارهای قدرت (سلاحها) زیاد شوند، ترس و آشوب حاکم میشود. و وقتی هوشِ ابزاری و حقههای سیاسی (زیرکی) باب شود، سنتهای اصیل جای خود را به بدعتهای عجیب میدهند.
پایانِ فصل، تکگوییِ درونیِ فرزانه است که نشان میدهد چگونه تغییرِ رفتارِ حاکم، مستقیماً بر رفتارِ مردم اثر میگذارد. این اثرگذاری از طریقِ زور نیست، بلکه از طریقِ «القا» و «همسویی» است. اگر حاکم دست از طمع و دخالت بردارد، مردم فضایی برای تنفس و رشد پیدا میکنند و به طور طبیعی ثروتمند میشوند. اگر حاکم از پیچیدگیهای ذهنی دست بکشد (بیخواهش باشد)، مردم نیز نقابهای اجتماعی را کنار میزنند و به صداقت و سادگیِ «کُندهی نتراشیده» بازمیگردند. نظمِ واقعی، نظمی است که از آزادی برمیخیزد، نه از قفس.
متن اصلی
以正治國,以奇用兵,以無事取天下。
吾何以知其然哉?以此:
天下多忌諱,而民彌貧;
民多利器,國家滋昏;
人多伎巧,奇物滋起;
法令滋彰,盜賊多有。
故聖人云:
我無為,而民自化;
我好靜,而民自正;
我無事,而民自富;
我無欲,而民自樸。
ترجمه انگلیسی
Rule the country with integrity.
Use strange moves in war.
But win the world by letting alone.
How do I know? By this.
The more restrictions and prohibitions in the world,
the poorer the people get.
The more sharp weapons people have,
the more troubled is the state.
The more clever and cunning people are,
the more strange things happen.
The more rules and regulations,
the more thieves and robbers.
Therefore the Master says:
I do nothing,
and people change by themselves.
I like to be quiet,
and people correct themselves.
I do not interfere,
and people get rich.
I do not want,
and people go back to the simple life.