متن

آن‌کس که می‌داند، سخن نمی‌گوید.

و آن‌کس که سخن می‌گوید، نمی‌داند.

روزنه‌ها را ببند،

و دروازه‌ها را کیپ کن.

تیزی‌ها را کُند کن،

گره‌ها را بگشای،

نور را ملایم ساز،

و با خاک یکی شو.

این را «یگانگیِ رازآلود» می‌نامند.

از این رو، نمی‌توان با عشق بدو نزدیک شد،

و نمی‌توان با سردی از او دور گشت.

نمی‌توان سودش رساند،

و نمی‌توان زیانش زد.

نمی‌توان عزیزش داشت،

و نمی‌توان خوارش کرد.

و درست به همین سبب، در زیر آسمان ارجمندترین است.

توضیح

این فصل با مشهورترین کلمات قصارِ لائوتزه آغاز می‌شود که مرزِ میانِ دانشِ حقیقی و دانشِ مدرسه را مشخص می‌کند. «آن‌کس که می‌داند، سخن نمی‌گوید» اشاره به ماهیتِ تجربه‌پذیرِ دائو دارد؛ حقیقتی که چون چشیده شود، در قالبِ کلمات نمی‌گنجد و هر تلاشی برای بیانِ آن، نوعی تقلیل دادن است. در مقابل، پرگویی نشانه‌ی آن است که فرد هنوز در سطحِ مفاهیمِ ذهنی مانده و به عمقِ تجربه نرسیده است. سپس متن دستورالعملی برای بازگشت به درون ارائه می‌دهد: بستنِ روزنه‌های حسی و دهان، برای جلوگیری از هدر رفتنِ انرژی و تمرکز بر سکوتِ درونی.

قلبِ این فصل در مفهوم «ژوآن تونگ» (Xuan Tong) یا «یگانگیِ رازآلود» می‌تپد. این وضعیت با چهار عمل توصیف می‌شود: کند کردنِ تیزی (کنار گذاشتنِ هوشِ نیش‌دار و جدل)، گشودنِ گره (رها کردنِ عقده‌های روانی)، ملایم کردنِ نور (پرهیز از خودنمایی و درخششِ خیره‌کننده) و یکی شدن با خاک (همسان شدن با پست‌ترین و معمولی‌ترین چیزها). کسی که به این مقامِ همسان‌سازی برسد، از دایره‌ی تأثیرپذیریِ اجتماعی خارج می‌شود. او دیگر تحتِ تأثیرِ نزدیکی یا دوریِ دیگران، سود و زیانِ مالی، و عزت یا ذلتِ اجتماعی قرار نمی‌گیرد. از آنجا که هیچ قلابی در او برای گیر کردنِ این مفاهیم وجود ندارد، او آزادترین و در نتیجه «ارجمندترین» موجود در جهان است. این آزادیِ مطلق از قضاوت‌ها و دستکاری‌های بیرونی، اوجِ رهایی در تائوییست است.

متن اصلی

知者不言,言者不知。

塞其兌,閉其門;

挫其銳,解其紛,

和其光,同其塵,

是謂玄同。

故不可得而親,不可得而疏;

不可得而利,不可得而害;

不可得而貴,不可得而賤。

故為天下貴。

ترجمه انگلیسی

Those who know don’t talk.

Those who talk don’t know.

Close the mouth,

block the doors.

Blunt the sharpness,

untangle the knots,

soften the glare,

settle the dust.

This is the Mystic Unity.

You can’t gain it by being intimate,

you can’t shun it by being distant.

You can’t profit it,

you can’t harm it.

You can’t honor it,

you can’t debase it.

Therefore, it is the most valuable thing under heaven.

dao-de-jing