هلو 🍑 هسته دارد. هستهٔ هلو هم دوباره مغز دارد.
ولی پیاز 🧅 همهاش پیاز است. پوستش را بگیری پیاز است. لایههایش را جدا کنی باز هم پیاز است. وسطش هم دوباره پیاز است.
بعضیها دنیا را هلویی میبینند و بعضی پیازی. هلوییها دنبال هستهاند؛ دنبال ریشهاند؛ نگاه سلسلهمراتبی دارند و دنبال علتالعللی میگردند که زیربناست، همیشه تک است و با فهمیدن آن همهچیز مشخص میشود. اگر مشکلی باشد، حتماً مقصر واحدی دارد. اگر موجودی هست، حتماً ذات واحدی دارد. نگاه هلویی به معماری و مهندسی منتج میشود. با این نگاه هر موجود به قطعاتی شکسته میشود که با بررسی تکتک آنها، میشود مشابه آن را ساخت یا تعمیرش کرد؛ چرا که ارادهٔ ما روی آنها سیطره دارد. ساختن پل، برنامهنویسی، حسابداری و جراحی قلب از کارهایی هستند که تفکر هلویی برای ما میسازد.
پیازیها دنبال «یکی» نیستند. چون اصلاً هستهای در کار نیست. آنچه پیاز را میسازد، لایههای آن است1. رازی در لایههای عمیق آن پنهان نشده و هر چه هست، ارتباط بین لایههاست. چون هستهای در کار نیست و مرکز فرماندهی ندارد، نمیشود آن را به قطعات کوچکتر تقسیم کرد. نگاه پیازی به باغبانی منجر میشود؛ چرا که اعمال اراده به همهٔ موجودات به سادگی نگاه هلویی نیست. ما نمیتوانیم به گیاه «دستور» بدهیم که زودتر رشد کند. نمیشود به بچه امر کرد که با ادب باشد. فقط میتوان محیط را برای رشد بهترش فراهم کرد.
تفکر هلویی برای سیستمهایی جواب میدهد که اصطلاحاً Complicated هستند. یعنی اجزای زیادی دارند؛ اما اجزا آنقدر در هم تنیده نیستند که علیت و علتالعلل در آن نامشخص باشد. موتور جت میلیونها قطعه دارد اما Complicated است. تفکر پیازی مختص سیستمهای Complex است. یعنی روابط بین متغیرهای آن به قدری زیادند و روی هم تأثیر میگذارند که کل مسأله یک کلاف بزرگ سردرگم میشود که به این سادگیها نمیشود تغییرش داد. این مدل سیستمها اغلب پیشبینیناپذیرند و روابط غیرخطی دارند. اغلب هم در برابر تغییر مقاومت میکند.
مهندسی اجتماعی نتیجهٔ تحمیل تفکر هلویی روی مسألهٔ پیازی است. علت اینکه اکثراً شکست میخورد یا در بلندمدت به ضد خودش تبدیل میشود همین است. سیستمهای انسانی پیچیدهاند و خیلی راحت سختترین محدودیتها را دور میزنند.
ولی انداختن تفکر پیازی روی مسألهٔ هلویی چندان مخرب نیست. نتیجهاش به جای طغیان، انفعال و مرگ است. مثل جراحی میماند که به جای به کار بستن اراده، به جای عمل کردن بیماری که دارد میمیرد او را به تغذیهٔ سالم دعوت میکند.