ارزش خیلی چیزها در نداشتههایشان است.
لیوان و اتاق به خاطر خالی بودنشان به کار میآیند.
خلأ پتانسیل و مایهٔ حرکت است.
کسی که گمان میکند میداند، پروندهٔ فهم را بسته است و هیچوقت نخواهد دانست.
خلأ با پوچی فرق دارد. خلأ آغاز معنا و پوچی پایان آن است.
معلمی که ذهن شاگرد را پُر کند و جای سؤال باقی نگذارد، مقلد تربیت کرده و نه مجتهد.
سیستمِ بدون روزنه، مرداب است.
مدیری که تکتک جزئیات را دیکته میکند، خلاقیت را در نطفه خفه کرده.
کاستن، دعوت به خیال است.
پُرگویی پایان تخیل است. به پورنوگرافی میرسد: نمایش تمام، و کمال انفعال.
باید به آغوش خلأ و نیستی رفت.
لذت در نگفتن است.
