متن
جلوهی «فضیلتِ بزرگ»،
تنها پیروی از دائو است.
دائو چونان چیزی است،
بس تار و نامشخص.
آه، چه نامشخص و تار!
اما در میانش تصویری نهفته است.
آه، چه تار و نامشخص!
اما در میانش چیزی هست.
آه، چه تیره و ژرف!
اما در میانش جوهرهای است.
این جوهره بسیار راستین است،
و در دلِ آن، نشانی از اعتماد.
از آغازِ باستان تا به امروز،
نامش هرگز گم نشده است،
و بر پیدایشِ تمامِ موجودات گواه است.
من از کجا چگونگیِ آغازِ همه چیز را میدانم؟
به واسطهی همین.
توضیح
این فصل تلاشی است برای تعریفِ رابطهی میان «دِ» (فضیلت یا نیرو) و «دائو». لائوتزه بیان میکند که بزرگترین فضیلت، پیروی از اخلاقیاتِ قراردادی نیست، بلکه همسوییِ کامل و انحصاری با دائو است. اما چالش اینجاست که خودِ دائو، ماهیتی گریزان دارد. واژگانِ «تار» و «نامشخص» (در چینی: هوآنگ و هو) برای توصیف وضعیتی پیش از شکلگیریِ ماده به کار رفتهاند. اینجا با عدمِ مطلق روبرو نیستیم، بلکه با نوعی ابهامِ بارور مواجهیم. مانند مهِ غلیظی که درختان و کوهها را پوشانده؛ آنها دیده نمیشوند، اما حضور دارند.
متن تأکید میکند که در دلِ این تاریکی و بیشکلی، «جوهره» (Jing) و «تصویر» وجود دارد. جوهره در کیمیاگری و پزشکی چین باستان به معنای خالصترین و متراکمترین شکلِ انرژی حیات است. لائوتزه میخواهد بگوید که واقعیتِ ملموسِ جهان، از دلِ این ابهامِ متافیزیکی زاده میشود. این جوهره «راستین» است و در آن «اعتماد» (یا حقیقت) نهفته است؛ یعنی بر خلافِ ظواهرِ فریبندهی دنیای مادی، هستهی مرکزیِ دائو کاملاً قابل اطمینان و واقعی است.
پایان فصل به مسألهی شناخت میپردازد. گوینده میپرسد چگونه میتوان منشأ هستی یا «پدرِ همگان» را شناخت؟ پاسخ کوتاه و کوبنده است: «به واسطهی همین». این «همین» اشاره به شهودِ درونی و نگریستن به خودِ دائو دارد. برای شناختِ جهان، نیاز نیست به بیرون سفر کنیم یا دادههای تاریخی جمع کنیم؛ کافی است به درونِ آن جوهرهی تاریک و زندهای که در همهچیز (و در خودِ ما) جاری است بنگریم، چرا که نام و اثرِ دائو از ازل تا ابد در همه چیز باقی است.
متن اصلی
孔德之容,惟道是從。
道之為物,惟恍惟惚。
惚兮恍兮,其中有象;
恍兮惚兮,其中有物。
窈兮冥兮,其中有精;
其精甚真,其中有信。
自古及今,其名不去,以閱衆甫。
吾何以知衆甫之狀哉?以此。
ترجمه انگلیسی
The greatest Virtue is to follow the Way and only the Way.
The Way is elusive and intangible.
Oh, it is intangible and elusive, and yet within is an image.
Oh, it is elusive and intangible, and yet within is a form.
Oh, it is dim and dark, and yet within is an essence.
This essence is very real, and therein lies faith.
From the very beginning until now its name has never passed away.
It opens the door to the birth of all things.
How do I know this is the beginning?
By this.