متن

بی‌آنکه از در بیرون روی،

می‌توان جهان را شناخت.

بی‌آنکه از پنجره بیرون نگری،

می‌توان راهِ آسمان را دید.

هر چه دورتر روی،

کمتر می‌دانی.

از این رو فرزانه،

بی‌آنکه سفر کند، می‌داند؛

بی‌آنکه بنگرد، درمی‌یابد؛

و بی‌آنکه کاری کند، به انجام می‌رساند.

توضیح

این فصل نقدی عمیق بر «دانش تجربی» و جست‌وجوی بیرونی برای حقیقت است. در دنیایی که ارزش انسان‌ها اغلب با میزان سفرهایشان، دیده‌ها و شنیده‌هایشان سنجیده می‌شود، لائوتزه ادعای جسورانه‌ای می‌کند: برای شناختنِ قوانینِ کائنات، نیاز نیست حتی از اتاق خود بیرون بروی. این ایده بر پایه‌ی اصلِ «تناظرِ عالمِ صغیر و کبیر» (Microcosm and Macrocosm) استوار است. از آنجا که دائو در همه چیز جاری است، همان قوانینی که بر گردش ستارگان حاکم است، در درونِ بدن و ذهنِ انسان نیز جریان دارد. اگر کسی بتواند با سکوت و مراقبه به اعماقِ درونِ خود سفر کند، الگوی کلِ هستی را خواهد یافت.

استعاره‌ی «پنجره» و «در» نمادِ حواسِ پنج‌گانه هستند که رو به بیرون باز می‌شوند. لائوتزه هشدار می‌دهد که «هر چه دورتر روی، کمتر می‌دانی». این جمله به معنای مخالفت با کسب تجربه نیست، بلکه هشداری است درباره‌ی «پراکندگی». وقتی انسان مدام به دنبالِ جمع‌آوریِ اطلاعاتِ بیرونی، دیدنِ جاهای جدید و انباشتِ تجربیاتِ حسی است، از مرکزِ وجودِ خود دور می‌شود و در کثرتِ ده‌هزار موجود گم می‌گردد. او جزئیاتِ بی‌شمار را می‌بیند، اما وحدتِ زیربنایی را از دست می‌دهد. فرزانه اما، با ماندن در مرکز و سفر به درون، به شهودی دست می‌یابد که نیاز به دیدنِ فیزیکی ندارد (بصیرت) و چون با جریانِ دائو هماهنگ است، کارهایش بدونِ تلاشِ تقلاآمیز (وو-وی) به ثمر می‌نشینند.

متن اصلی

不出戶,知天下;

不窺牖,見天道。

其出彌遠,其知彌少。

是以聖人不行而知,

不見而名,

不為而成。

ترجمه انگلیسی

Without going out the door,

you can know the whole world.

Without looking out the window,

you can see the way of heaven.

The farther you go,

the less you know.

So the wise soul knows without traveling,

sees without looking,

works without doing.

dao-de-jing