متن
در جستوجوی دانش، هر روز چیزی افزوده میشود.
در پوییدنِ راهِ دائو، هر روز چیزی کاسته میشود.
کاستن و باز هم کاستن،
تا رسیدن به «بیعملی».
بیعمل باش و کاری نیست که انجام نشود.
جهان را تنها با رها کردن میتوان به دست آورد.
اگر بخواهی با دستکاری بر آن چیره شوی،
هرگز شایستهی جهانداری نخواهی بود.
توضیح
این فصل تمایز بنیادین میان «دانشاندوزی» (Wei Xue) و «پرورشِ دائو» (Wei Dao) را روشن میکند. در نگاهِ لائوتزه، تحصیلِ علومِ دنیوی فرآیندی «افزاینده» است؛ ما هر روز اطلاعات، مهارتها، تعصبات و آرزوهای جدیدی را جمع میکنیم و بر بارِ ذهن میافزاییم. اما سلوکِ تائویی، فرآیندی «کاهنده» است. رهروِ راه، به جای انباشتن، لایهبرداری میکند. او هر روز بخشی از شرطیشدگیهای اجتماعی، امیالِ کاذب و ایگوی خود را دور میریزد تا به هستهی پاک و سادهی وجودش برسد. این فرآیند شبیه مجسمهسازی است که با تراشیدنِ سنگهای اضافه، تندیسِ پنهان را آشکار میکند، نه شبیه نقاشی که رنگ روی رنگ میگذارد.
هدفِ نهاییِ این کاستن، رسیدن به مقامِ «بیعملی» یا وو-وی است. این به معنای تنبلی نیست، بلکه رسیدن به نقطهای است که در آن دخالتهای شخصی و زور زدنهای مصنوعی حذف شدهاند و عمل، به صورتِ خودانگیخته و کامل از دلِ طبیعت جاری میشود. پارادوکسِ «بیعمل باش و کاری نیست که انجام نشود»، یعنی وقتی تو (به عنوان یک مانع) کنار بروی، جریانِ حیات کارها را به بهترین شکل پیش میبرد.
در پایان، این اصلِ فردی به سیاست تعمیم مییابد. کسی که مدام در امورِ جهان مداخله میکند (دستکاری)، با ایجادِ قوانینِ پیچیده و نظارتهای وسواسگونه، جریانِ طبیعیِ جامعه را مختل میکند و در نهایت کنترل را از دست میدهد. تنها با «رها کردن» (اجازه دادن به امور برای یافتنِ نظمِ طبیعی خود) است که میتوان حقیقتاً بر جهان پیروز شد و آن را در صلح نگه داشت.
متن اصلی
為學日益,為道日損。
損之又損,以至於無為。
無為而無不為。
取天下常以無事,
及其有事,不足以取天下。
ترجمه انگلیسی
To learn, one accumulates day by day.
To study the Way, one reduces day by day.
Less and less,
until you arrive at non-action.
When nothing is done,
nothing is left undone.
To win the world,
you must let it go.
If you try to grasp it,
you can never win it.