متن
استراتژیستهای نظامی سخنی دارند:
«من هرگز جرأت نمیکنم میزبان باشم،
بلکه ترجیح میدهم مهمان باشم.
جرأت نمیکنم یک اینچ پیشروی کنم،
بلکه ترجیح میدهم یک فوت عقب بنشینم.»
این را «پیشرویِ بدونِ پا» مینامند.
آستین بالا زدن، بیآنکه دستی باشد.
سلاح کشیدن، بیآنکه شمشیری باشد.
و درآویختن، بیآنکه دشمنی در میان باشد.
هیچ بلایی بدتر از دستکم گرفتنِ دشمن نیست.
دستکم گرفتنِ دشمن، گنجینههای مرا بر باد میدهد.
پس آنگاه که دو ارتشِ برابر با هم روبرو میشوند،
پیروزی از آنِ کسی است که با اندوه و دلسوزی میجنگد.
توضیح
این فصل به کاربردِ فلسفهی «وو-وی» (عملِ بدونِ تقلا) در عرصهی نظامی میپردازد و استعارهی مشهورِ «میزبان» و «مهمان» را پیش میکشد. در فرهنگ باستان، میزبان کسی است که آغازگر است، فضا را کنترل میکند و قدرتِ اول محسوب میشود، در حالی که مهمان، واکنش نشان میدهد، محتاط است و خود را با شرایط تطبیق میدهد. لائوتزه با چرخشی استراتژیک میگوید در جنگ، بهتر است نقشِ مهمان (مدافع/عقبنشین) را بازی کنی تا نقشِ میزبان (مهاجم/آغازگر). عقبنشینی در اینجا به معنای فرار نیست، بلکه نوعی «فضادادن» است تا حریف خود را آشکار کند و تعادلش را از دست بدهد.
عباراتِ پارادوکسیکالِ «پیشروی بدونِ پا» و «آستین بالا زدن بیآنکه دستی باشد»، توصیفکنندهِ وضعیتی از آمادگیِ نامرئی است. جنگاورِ تائویی چنان فرمناپذیر و سیال است که دشمن نمیداند با چه چیزی طرف است. او حالتی تهاجمی به خود نمیگیرد (آستین بالا نمیزند)، اما کاملاً آمادهی دفاع است. این ابهام، دشمن را گیج میکند. لائوتزه هشدار میدهد که بدترین اشتباه، «دستکم گرفتنِ دشمن» (Qing Di) است. این تکبر، ناشی از جدا شدن از واقعیت و تورمِ ایگو است که باعث میشود انسان «سه گنج» خود (بهویژه مهرورزی) را از دست بدهد.
پایان فصل، کلیدِ پیروزی را در «اندوه» (Ai) میداند. این یکی از عمیقترین بینشهای لائوتزه است: کسی که با خشم یا لذت میجنگد، بیپروایی میکند و کور میشود. اما کسی که با اندوه میجنگد (یعنی از ضرورتِ جنگ متاسف است و جانِ انسانها برایش ارزشمند است)، محتاط، هوشیار و جدی خواهد بود. همین جدیت و سنگینیِ ناشی از اندوه، نیرویی شکستناپذیر به او میبخشد که بر خشمِ سطحیِ دشمن غلبه میکند.
متن اصلی
用兵有言:
吾不敢為主,而為客;
不敢進寸,而退尺。
是謂行無行,
攘無臂,
扔無敵,
執無兵。
禍莫大於輕敵,
輕敵幾喪吾寶。
故抗兵相若,哀者勝矣。
ترجمه انگلیسی
The strategists say:
“I dare not be the host,
I prefer to be the guest.
I dare not advance an inch,
I prefer to retreat a foot.”
This is called marching without moving,
rolling up sleeves without baring arms,
capturing the enemy without force,
arming without weapons.
There is no greater disaster
than making light of the enemy.
Making light of the enemy,
I risk losing my treasures.
Therefore, when armies of equal strength meet,
the one who grieves, wins.