متن

کشوری کوچک با مردمانی اندک.

بگذار ابزارهایی باشد ده یا صد برابر کارآمدتر، اما به کار گرفته نشوند.

بگذار مردم مرگ را گران بدانند و به دوردست‌ها کوچ نکنند.

اگرچه قایق و ارابه هست، کسی بر آن‌ها سوار نشود.

اگرچه زره و نیزه هست، کسی آن‌ها را نیاراید.

بگذار مردمان دگرباره به گره زدنِ ریسمان‌ها بازگردند.

خوراکشان را شیرین یابند،

جامه‌شان را زیبا ببینند،

در خانه‌شان آرام گیرند،

و از روشِ زندگی‌شان شادمان باشند.

چنان نزدیک که همسایگان در دیدرس باشند،

و صدای خروس‌ها و سگانِ یکدیگر را بشنوند،

اما مردمان تا دمِ مرگ و پیری،

هرگز هوای دیدارِ یکدیگر را نکنند.

توضیح

این فصل تصویرگرِ آرمان‌شهرِ سیاسی و اجتماعی لائوتزه است؛ جامعه‌ای که بر پایه‌ی «کوچکی»، «خودکفایی» و «سادگی» بنا شده است. برخلاف امپراتوری‌های بزرگ که تشنه‌ی گسترش خاک، افزایش جمعیت و توسعه‌ی تکنولوژی بودند، لائوتزه پیشنهاد می‌کند که سعادت در کوچک نگه داشتنِ مقیاسِ جامعه است. عبارت «ابزارهایی ده یا صد برابر کارآمدتر» به تکنولوژی‌های پیچیده اشاره دارد. لائوتزه مخالفِ وجودِ ابزار نیست، اما مخالفِ وابستگی به ابزارهایی است که ریتمِ طبیعیِ زندگی را تسریع می‌کنند و انسان را از کارِ مستقیم و معنادار با طبیعت دور می‌سازند. استفاده نکردن از این ابزارها، انتخابی آگاهانه برای حفظِ کیفیتِ زندگی است.

اشاره به «گره زدنِ ریسمان‌ها» (Jie Sheng) بازگشتی نمادین به دورانی پیش از اختراعِ خط و نوشتار است. در چین باستان، پیش از پیدایش کاراکترها، از گره‌های طناب برای ثبتِ قراردادها و رویدادها استفاده می‌شد. این دعوت به بی‌سوادی نیست، بلکه دعوت به بازگشت به زمانی است که روابط انسانی ساده، مستقیم و مبتنی بر حافظه و اعتماد بود، نه مبتنی بر بوروکراسی و اسنادِ پیچیده اداری.

تصویرِ پایانی فصل، اوجِ این انزواطلبیِ خردمندانه است. همسایگان چنان نزدیک‌اند که صدایِ زندگیِ روزمره (سگ و خروس) یکدیگر را می‌شنوند، اما تا پایانِ عمر با هم رفت‌ و آمد نمی‌کنند. این عدمِ ارتباط ناشی از دشمنی یا قهر نیست، بلکه ناشی از «کمالِ رضایت» است. وقتی انسان در خانه‌ی خود کاملاً راضی، سیر و ایمن باشد و هیچ کمبودی حس نکند، چه نیازی به سفر، تجارت یا دخالت در کارِ همسایه دارد؟ این انزوا، نشانه‌ی صلحِ مطلق و بی‌نیازیِ درونی است.

متن اصلی

小國寡民。

使有什伯之器而不用;

使民重死而不遠徙。

雖有舟輿,無所乘之;

雖有甲兵,無所陳之。

使民復結繩而用之。

甘其食,美其服,安其居,樂其俗。

鄰國相望,雞犬之聲相聞,

民至老死,不相往來。

ترجمه انگلیسی

Let there be a little country without many people.

Let them have tools that do the work of ten or a hundred,

and never use them.

Let them be mindful of death

and not journey far.

They may have boats and carriages,

but no one rides in them.

They may have weapons and armor,

but no one displays them.

Let them go back to knotting cords to keep records.

Let them enjoy their food,

be beautiful in their clothes,

be secure in their homes,

be happy in their ways.

Though the neighboring states are within sight,

and the crowing of cocks and barking of dogs are heard across the way,

yet the people of the two states

will grow old and die

without ever having visited one another.

dao-de-jing