متن
دانستنِ اینکه نمیدانی، برترین جایگاه است.
ندانستن و انگاشتنِ اینکه میدانی، بیماری است.
تنها هنگامی که از بیماریات در رنجی،
میتوانی درمان شوی.
فرزانه بیمار نیست،
زیرا بیماری را «بیماری» میداند.
و چون از بیماریاش در رنج است،
از بیماری رهاست.
توضیح
این فصل کوتاهترین و دقیقترین تشخیصِ لائوتزه دربارهی وضعیتِ ذهنی انسان است که شباهتِ بسیاری به حکمتِ سقراطی («میدانم که هیچ نمیدانم») دارد. متن با یک پارادوکسِ شناختی آغاز میشود: اوجِ دانایی در انباشتِ اطلاعات نیست، بلکه در آگاهیِ عمیق نسبت به محدودیتهای دانشِ بشری است. کسی که مرزهای نادانیِ خود را میشناسد، ذهنی باز و پذیرا دارد. در مقابل، «بیماری» (Bing) در اینجا یک استعارهی پزشکی برای تکبرِ روشنفکرانه و توهمِ دانایی است. کسی که نمیداند، اما تظاهر میکند که میداند (یا بدتر، واقعاً باور دارد که میداند)، دچارِ انسدادِ ذهنی شده و راهِ حقیقت را بر خود بسته است.
راهکارِ لائوتزه برای درمانِ این بیماریِ روحی، «بیمار دانستنِ بیماری» (Bing Bing) است. این بازیِ زبانی به این معناست که انسان باید از نقصِ خود آگاه شود و از این تظاهرِ به دانایی، احساسِ ناراحتی و بیزاری کند. تا زمانی که انسان عاشقِ توهماتِ خود باشد، درمانی در کار نیست. اما لحظهای که دردِ نادانی را حس کند، فرآیندِ شفا آغاز میشود. فرزانه شخصی فرازمینی نیست که هرگز اشتباه نکند؛ تفاوتِ او با دیگران در این است که او مدام خود را چک میکند، توهماتش را تشخیص میدهد و با پذیرشِ فروتنانهی نقصهایش، سلامتِ روان و روحِ خود را حفظ میکند. او بیمار نیست، چون بیماریاش را انکار نمیکند.
متن اصلی
知不知,上;
不知知,病。
聖人不病,以其病病。
夫唯病病,是以不病。
ترجمه انگلیسی
To know that you do not know is the best.
To pretend to know when you do not is a disease.
Only when you recognize the disease as a disease
can you cure it.
The wise are not sick,
because they are sick of the sickness.
Therefore they are not sick.