یک. سازمان حاصل جمع افرادی است که هدف یکسانی را دنبال میکنند.
دو. کنار هم قرار گرفتن افراد و منابع امکان تولید محصول یا ارائهٔ خدمتی را فراهم میکند که از عهدهٔ تکتک آنها خارج است1.
سه. این محصول یا خدمت ظهوریافته2 از دل منابع و فرآیندها، ارزشی فراتر از زحمات تکتک افراد دارد، برای همین به آن «ارزش افزوده3» میگویند.
چهار. ارزش افزوده پایهٔ سود سازمان است. کارکرد سازمانها تولید سود اقتصادی یا اثر اجتماعی فراتر از سود و اثر تکتک افراد آن است.
پنج. سازمانها با یادگیری از محیط اطراف در تلاشند که این سودآوری را حداکثر کنند.
شش. در فضای اقتصادی بر سر سودآوری رقابت شکل میگیرد؛ چرا که سود هر سازمان به جیب سهامدارانش میرود4.
هفت. رقابت باعث بروز رفتارهای حسودانه (پایین آوردن دیگری تا سطح خود؛ مثل احتکار منابع یا رانت) و غبطهگونه (بالا بردن خود تا سطح دیگری؛ مثل یادگیری سریع یا توسعهٔ تکنولوژی) بین رقیبان میشود.
هشت. تقلید، مزیتها را در بلندمدت فرسوده میکند؛ همه از تکنولوژیها و رویههای استاندارد و یکسان استفاده خواهند کرد.
نه. برای سهامداری که به دنبال حداکثرسازی سود است، بازار یکسان معادل سود پایینتر است. پس باید نظم آن به هم بخورد5.
ده. راه اصلی بر هم زدن تعادل و یکدستی، ایجاد تمایز است. اینجاست که استراتژی وارد میشود.
یازده. هدف استراتژی، حداکثرسازی سود از راه ایجاد تمایز است.
دوازده. تمایز در چشم مشتری خودش را نشان میدهد؛ برای همین استراتژی از شناخت دستههای مشتری و خواستههای هرکدام آغاز میشود.
سیزده. برای ایجاد تمایز در چشم مشتری، باید منابع، نیروی انسانی و فرآیندهای سازمان هم تغییر کنند.
چهارده. وضعیت مالی، نتیجهٔ تصمیمهای گذشته است. برای بررسی وضعیت فعلی سازمان باید به فرآیندها و بهرهوری منابع آن نگاه کرد.
[ادامه دارد]
Footnotes
-
اگر تولید خروجی سازمان توسط یک نفر یا گروه ممکن است، آن کار دیگر سازمانی نیست و کنار هم بودنشان هدررفت منابع تلقی میشود. ↩
-
Emergent ↩
-
ارزش افزوده معادل ارزش خروجی منهای ارزش مواد اولیه و فرآیندهاست. ↩
-
این رقابت در سازمانهای اجتماعی با نظرگاههای مختلف هم وجود دارد؛ اما به اندازهٔ سازمانهای اقتصادی قابل سنجش نیست. ↩
-
چرا؟ چون سودآوری بازار کاملاً آزاد در بلندمدت صفر میشود. برای همین سازمانها برای حداکثرسازی سود خودشان، موانع ورود و فعالیت تعیین میکنند. ↩