متن
دائو آنها را میزاید،
و «فضیلت» آنها را میپرورد.
ماده به آنها شکل میبخشد،
و شرایط، آنها را کامل میکند.
از این روست که دههزار موجود،
دائو را میستایند و فضیلت را گرامی میدارند.
این ستایشِ دائو و گرامیداشتِ فضیلت،
به فرمانِ کسی نیست؛
بلکه همواره خودجوش و طبیعی است.
پس دائو میزاید،
و فضیلت میپرورد،
رشد میدهد، پناه میدهد،
آرام میکند، تغذیه میکند،
و نگهبانی میدهد.
زاده شدن و تملک نکردن.
کار کردن و دل نبستن.
رهبری کردن و سروری نکردن.
این را «فضیلتِ پنهان» مینامند.
توضیح
این فصل هستهی کیهانشناسی و اخلاقِ تائویی را به هم پیوند میزند و نقشِ «دائو» (راه) و «دِ» (فضیلت/نیرو) را در آفرینش تبیین میکند. لائوتزه فرآیندِ خلق را یک دیکتاتوری یا ساختوسازِ مکانیکی نمیداند، بلکه آن را فرآیندی ارگانیک و چندمرحلهای توصیف میکند. دائو نقشِ مادرِ زاینده را دارد (منشأ متافیزیکی)، اما این «فضیلت» است که نقشِ دایه یا باغبان را بازی میکند و موجودات را تغذیه و بزرگ میکند. سپس جهانِ مادی (ماده) و محیط پیرامون (شرایط) وارد عمل میشوند تا موجود به بلوغ برسد. این همکاریِ چهارگانه نشان میدهد که هیچ موجودی جداافتاده و مستقل نیست.
نکتهی کلیدی فصل در مفهومِ «احترامِ خودانگیخته» است. چرا تمامِ موجودات از قوانینِ هستی پیروی میکنند؟ لائوتزه تأکید میکند که این پیروی ناشی از ترس، فرمانِ پادشاه یا حکمِ الهی نیست؛ بلکه «زیران» است، یعنی «خودبهخود چنین است». گلها به سوی خورشید میچرخند و رودها به دریا میریزند، نه به خاطرِ دستور، بلکه به خاطرِ طبیعتشان. این، نقدِ مستقیمی است بر نظامهای حکومتی و تربیتی که بر پایهی دستور و اطاعت بنا شدهاند.
پایانِ فصل بار دیگر به تعریفِ «فضیلتِ پنهان» (Xuande) یا عشقِ واقعی بازمیگردد که الگویی برای والدین و حاکمان است. عشقِ تائویی عشقی است که میبخشد اما صورتحساب نمیفرستد؛ خلق میکند اما سندِ مالکیت نمیزند؛ و راهنمایی میکند اما سلطهگری نمیکند. این بالاترین سطحِ اخلاق است که در آن «من» کاملاً از میانهی رابطهی خالق و مخلوق کنار رفته است.
متن اصلی
道生之,德畜之,
物形之,勢成之。
是以萬物莫不尊道而貴德。
道之尊,德之貴,
夫莫之命而常自然。
故道生之,德畜之,
長之育之,
亭之毒之,
養之覆之。
生而不有,
為而不恃,
長而不宰,
是謂玄德。
ترجمه انگلیسی
The Way bears them.
The Power fosters them.
Physical form shapes them.
Circumstances complete them.
Therefore the ten thousand things
all respect the Way and honor the Power.
Respect for the Way and honor for the Power
are not demanded,
but flow naturally from within.
So the Way bears them and the Power fosters them,
rears them and develops them,
protects them and comforts them,
nourishes them and shelters them.
To bear and not to possess;
to act and not to rely on the result;
to lead and not to rule.
This is called the Primal Virtue.