متن
دائو هرگز عملی نمیکند،
اما چیزی نیست که انجام ندهد.
اگر شهریاران و امیران بتوانند آن را پاس دارند،
دههزار موجود، خودبهخود دگرگون و بالنده میشوند.
اگر در این دگرگونی، خواهش سر برآورد و بیقرار شود،
من آن را با سادگیِ بینامِ «کُندهی نتراشیده» آرام میسازم.
سادگیِ بینام، رهایی از خواهش است.
رهایی از خواهش، سکون است؛
و اینگونه جهان، خودبهخود سامان مییابد.
توضیح
این فصل پایانبخشِ کتابِ اول (بخشِ «دائو») است و چکیدهای از تمامِ حکمتِ سیاسی و متافیزیکی ۳۶ فصل گذشته را ارائه میدهد. عبارت آغازین، مشهورترین پارادوکسِ تائویی است: «وو-وی» یا عملِ بیعمل. دائو مداخله نمیکند، مهندسی نمیکند و زور نمیزند، اما چرخهی فصول، گردش ستارگان و رویش گیاهان بدون وقفه انجام میشود. لائوتزه این الگوی کیهانی را به الگوی حکمرانی تبدیل میکند؛ اگر حاکم بتواند دست از کنترلگری بردارد و در مرکزِ سکون باقی بماند، جامعه مسیرِ رشدِ طبیعیِ خود (تحولِ خودبهخود) را طی خواهد کرد.
اما لائوتزه واقعگراست و میداند که در پروسهی رشد و دگرگونی، ممکن است «خواهش» (طمع، قدرتطلبی یا انحراف از مسیر) در موجودات بیدار شود. در اینجا، راهکارِ فرزانه سرکوبِ خشن نیست، بلکه بازگرداندنِ آنها به اصل است. او از استعارهی «کُندهی نتراشیده» (Pu) استفاده میکند که نمادِ سادگیِ اولیه و بیفرمیِ محض است. این سادگیِ بینام، وزنهای است که تلاطمِ خواهشها را فرو مینشاند. وقتی خواهشها آرام بگیرند، سکون برقرار میشود. نکتهی کلیدی در جملهی آخر است: جهان «خودبهخود» (Zi-ding) سامان مییابد. نظمِ تحمیلی پایدار نیست؛ تنها نظمی که از درونِ آرامش و بیخواهی بجوشد، جهان را حقیقتاً امن و استوار میکند.
متن اصلی
道常無為而無不為。
侯王若能守之,
萬物將自化。
化而欲作,
吾將鎮之以無名之樸。
無名之樸,夫亦將無欲。
不欲以靜,天下將自定。
ترجمه انگلیسی
The Way never does anything,
and everything gets done.
If those in power could hold to it,
the ten thousand things
would look after themselves.
If they started to make trouble,
I would hold them back
with the simplicity of the uncarved block.
The uncarved block has no name,
and implies no desire.
Without desire, there is stillness,
and the world settles down by itself.